ناتوان را كمك كنيد و ستمديدگان را يارى دهيد حق را در بين خودتان گسترش دهيد ، و آن را بدست ستمگرى كه نمى فهمد يارى دهيد بار خدايا ، من فرماندارانم را فرمان ندادم كه بمردم ستم كنند روز انتقام ستمديده از ستمگر ، سخت تر از روز ستمكارى ستمگر بر ستمديده است پيروان ما چون بخشم آيند ستم نكنند ، آنها براى همسايگان خويش بركت و براى دوستان خود سلامت و آسايشند ستمكارى و دروغ بشخصيت مرد زيان مى رسانند ستمگران زيانكارند چقدر ، بدخوئى با همسايه بد است هلاك شد آن كس كه بى جهت ادعا كرد و زيانكار شد آن كس كه به مردم تهمت زد آن كس كه دشمنى بكارد ، زيانكارى بدرود دشمنى ببندگان خدا ، كارى نارواست ستم ، خواهان شمشير است حكومت خويش را با خونريزى بر پاى مدار به خدا قسم داد ستمديده از ستمگر بستانم و ستمگر را مهار كنم تا بسرچشمهء عدالت بكشانم هر چند او را ناخوش آيد اگر عادلى شكست خورده باشى بهتر از آن است كه پيروزى را با ستم بدست آورى
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 447
مساهمون: جورج جرداق
ص٤٤٧