تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
است آن را از دهانت بيرون بينداز و اگر يقين كردى كه حرام نيست بخور . آگاه باش كه هر پيروى پيشوائى دارد كه از او پيروى مىكند و از پرتوى رهبريش فروغ مى گيرد ، آگاه باش كه امام شما از دنيايش به دو كهن جامه و از خوراكش به دو قرص نان قناعت ورزيده است اگر چه شما را توان چنين پارسائى نيست اما مرا به زهد و تلاش و پاكدامنى و درستكارى خود ، كمك كنيد به خدا قسم كه من از دنياى شما دينارى نيندوختم و غنيمت فراوانى فراهم نياوردم و بر اين جامهء كهنه چيزى نيفزودم چرا ، ما فقط در زير اين آسمان باغستان فدك را داشتيم كه گروهى بخيل ، آن را از ما گرفتند و ما هم از آن دست برداشتيم و خدا بين ما و آنها بهترين داور است . من با فدك و غير فدك چه كنم كه فردا خانهء گور در انتظار است ، كه در تاريكى آن يادگارها پنهان و خبرها ناپيدا مىشود گودالى كه هر چند فراخ تر شود يا گوركن بر وسعت آن بيفزايد ، سنگ و كلوخ آن را تنگ مىكند و سوراخهايش را خاكهاى انباشته فرا مى گيرد و من نفس خويش را با پرهيزگارى مى فرسايم تا در روز هراسناك بزرگ ، ايمن ماند و در كنار پرتگاه آتش پا بر جاى شود اگر بخواهم مى توانم به عسلهاى صافى و مغز گندم و جامه ابريشمين راه يابم ولى دور است كه هوس بر من چيره گردد و شكمبارگى مرا بخوراكهاى لذيذ بكشاند و در آن حال در حجاز و يمن كسانى باشند كه به قرص نانى دست نيابند و هرگز سير نباشند يا من ، شبها را با شكم سير بخوابم و در اطرافم