كه سير مى شوند و بخوابگاه مى روند ، آيا على هم بمانند آنها چندان بخورد كه بخوابد چشمش روشن باد كه پس از سالها زندگى ، اكنون از چهار پايان يله و دامهاى چراگاه پيروى كند .
خوشا آن كس كه فرمان خدا را پذيرفت و در سختى ها و ناگواريها شكيبائى ورزيد و شبها ديده بر هم ننهاد و بپرستش پرداخت تا آنكه خواب بر او چيره شد و در آن حال بسترش خاك و بالينش دستش بود و بگروهى پيوست كه از ترس رستاخيز ، چشمانشان بيدار بود و پهلو از بستر خواب برميگرفتند و به عبادت برمى خاستند و لبهايشان به ياد خدا مى جنبيد و گناهانشان به آمرزشخواهى بخشيده مى شد « آنان حزب خدا هستند و آگاه باشيد كه حزب خدا رستگارند » پس اى پسر حنيف از خدا بترس و به همان قرصهاى نانت قناعت كن تا از آتش رهائى يا بى .
زمامدار و دادگرى
نامهاى است كه امام به اسود بن قطبه فرمانده سپاه حلوان ناحيهاى در نزديكى بغداد نوشت .
اما بعد ، اگر زمامدار بهمهء مردمان يكسان نگاه نكند ، از اجراى دادگرى باز مى ماند ، پس بايد كار مردم در نزد تو در اجراى حق برابر