تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
اى مردمى كه پيكرهاتان بهم پيوسته و انديشه‌ها و آرزوهايتان از هم پاشيده است ، گفتارتان سنگهاى سخت را از هم مى شكافد ولى كردارتان چنان سست است كه دشمن را بطمع مى اندازد ، هر كس شما را به يارى خود خواند چيرگى نيافت و آن كس كه در راه شما رنجها كشيد ، بكمك شما آرامش نيافت ، بعد از خانه‌هاتان ( كه در معرض يورش دشمن است ) از كدام خانه‌اى دفاع مى كنيد و پس از من بهمراه كدام پيشوائى بجنگ دشمن مى رويد كسى كه فريفتهء شما شود فريب مى خورد و آن كس كه بنيروى شما پيروزى جويد با كمانى شكسته تير انداخته است ، به خدا سوگند ، چنانم كه ديگر ، هيچ سخن شما را ، راست نمى دانم و بياريتان طمع نمى ورزم و به اميد شما بدشمن وعدهء جنگ نمى دهم ، شما را چه مىشود دردتان چيست دارويتان كدام است شاميانهم بمانند شمايند ( چرا مى ترسيد ) آيا ندانسته سخن مى گوئيد و بدون پارسائى از وظيفه خود بى خبريد و طمع بناروا بسته‌ايد

براى اصلاح شما ، به تباهى نمى گرايم

همچنين سخنى ديگر از امام در سرزنش يارانش تا چند با شما مدارا كنم همچون مدارا با جامهء كهنه و