ولى اگر بينى و چشم اين كار را فرو كوبم ( در اين كار بدرستى بينديشم ) و زير و رويش را بنگرم ، در مى يابم كه يا بايد با آن بجنگم و يا ( با تسليم و سكوت خود ) كفر ورزم ( و خدا را نافرمانى كنم ) پيش از من ، كسى خلافت مسلمانان را به عهده داشت كه بدعتهاى فراوان در دين گذاشت و مردم را به اعتراض واداشت و مردم هم زبان به انتقاد گشودند و سرانجام بر او شوريدند و اوضاع را دگرگون ساختند
از سرزنشتان خسته شدم
در تحريك مردم كوفه براى جنگ با شاميان چنين فرمود : واى بر شما از سرزنشتان خسته و دلتنگ شدم هنگامى كه شما را به جنگ با دشمن فرا مى خوانم ، همچون محتضران چشمانتان در حدقه بچرخش مى آيد و به بيهوشى و مستى مرگ مى افتيد ، شما ، بمانند شترانى هستيد كه ساربان خود را گم كردهاند و از هر سوى كه فراهم مى آيند از ديگر سوى پراكنده مى شوند .
با شما مكر مى ورزند و شما چارهاى نمى انديشيد و سرزمين هاتان را مى گيرند و بخشم نمى آئيد ، براى روياروئى با شما بخواب نمى روند و شما در بيخبرى و بيكارگى بسر مى بريد ، به خدا سوگند كه مردان خوار و پست شكست خواهند خورد و قسم به خدا كه چنين گمان دارم كه اگر