تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
پوسيده‌اى كه هر كنارش را بدوزند كنارهء ديگرش پاره شود هرگاه ، گروهى از سپاهيان شام بشما روى آورند هر يك از شما بخانه‌اش مى رود و در را برويش مى بندد و بمانند سوسمارى بسوراخش مى خزد و يا مثل كفتارى بدخمه‌اش فرو مى رود ، به خدا قسم هر كس را كه ياريش كنيد خوار مىشود به خدا سوگند ، گروه شما در خانه‌ها بسيار است و در زير پرچمها هم ، من به راه اصلاح شما و راز راست كردن كجى شما آگاهم ولى براى اصلاح شما خود را به تباهى نمى كشانم .

نظر من بر مداراست

چون جرير بن عبد الله بجلى بسفارت از سوى امام به پيش معاويه رفت ، پيش از بازگشتش ، مردم احساس كردند كه معاويه بيعت امام را نخواهد پذيرفت از اين روى به امام پيشنهاد كردند كه براى جنگ آماده شود امام در پاسخ آنان چنين فرمود : اكنون كه جرير در شام است ، اگر آمادهء جنگ شوم درها را به روى شاميان بسته‌ام و خيرخواهان را اگر خواستار خير باشند از كار باز داشته‌ام و اكنون تا بازگشت جرير ، نظر من بر مداراست .
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 302 | جورج جرداق / فخر الدين حجازى