تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
جنگ شدت گيرد و تنور مرگ ، گرم گردد ، شما فرزند ابي طالب را رها مى كنيد و همچون سرى كه از پيكر جدا شود از او جدا مىشويد . به خدا سوگند ، اگر مردى بدشمنش ميدان دهد تا دشمن گوشتهاى بدن او را بخورد و استخوانش را بشكند و پوستش را بكند ، چنين مردى ناتوانست و دلى در سينه ناتوان دارد ، اكنون اگر مى خواهيد شما هم چنان باشيد . اما من ، به خدا قسم با شمشير مشرقى چنانش بزنم كه خرده استخوانهاى سرش به هوا پرتاب شود و خداوند پس از آن هر چه اراده فرمايد ، انجام دهد .

پايدارى حكومت

بخشى از خطبه‌اى كه در صفين ايراد فرمود : اما بعد ، خداوند پاك براى من كه پيشواى شمايم حقى قرار داده كه بايد آن را رعايت كنيد و شما هم بر من حقى همانند حق من بر خود داريد ، پس حق بهنگام ستايش در گفتار ، از هرچيز گسترده‌تر و بوقت رعايت و كردار از هر چيز ، تنگتر است هر كس حقى بر عهدهء ديگران دارد خودش نيز به اجراى حقى متعهد است و هر حقى را كه به گردن دارد براى او نيز چنين حقى ثابت است .
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 304 | جورج جرداق / فخر الدين حجازى