بدانجهت بود كه از مكر حيلهگران و تباهى تبهكاران دردها كشيده و آزارها ديده بود و آنها را اين چنين سخت سرزنش ميكرد تا از نافرمانى و عذر بپرهيزند و سگ درنده و گرگ خون آشام نباشند و توانگران حق ناتوانان را نخورند و بزرگان بر كوچكتران نتازند .
امام اين سخنان را مى گفت و با عناصر درنده خوى و چيرهدستان ستمكار و قدرتمندان تجاوزگر مى جنگيد ، همچنان كه پزشك با ميكربهاى كشنده پيكار مىكند تا سلامت تن و روان مردم را نگه دارد و حيات را بر مرگ چيرگى دهد و بنجات مردم پردازد پس امام على ، حيات را كه ارزندهترين آفريدههاى خداست محترم مى شمرد و انسانها را كه زيباترين نمونههاى حياتند گرامى مى داشت و بخير انسانى اعتمادى استوار ابراز ميكرد و مى خواست كه انسان هميشه آزاد بماند .
و اگر اين اطمينان و خوشبينى را نسبت بمردم نمى داشت هرگز نمى گفت : « اگر در سخن كسى احتمال خيرى هست هرگز نسبت به آن گمان بد مدار » و در سفارشهايش كه متضمن دريافتى ژرف و گرمى عاطفت و بلندى هدف و ارجمندى مقصد است به ضمير فردى و اجتماعى توجه نمى كرد ، سفارشهائى كه دژهائى بلند از اخلاق همگانى و عواطف انسانى و تمركز كردار سودبخش را بر بنيانهاى مثبت ضمير و خرد در بردارد و بر مبناى همين اعتماد بضمير انسانى و انگيزش مردم به نيكوكارى است كه مى بينيم براى مردم مراقبين دقيقى در وجودشان و مامورينى پنهانى از اندامهايشان قائل است و مى فرمايد « بدانيد كه براى مراقبت بر كردارتان مراقبانى در نهادتان و ديدهورانى از
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٥١