تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
هميشه مى خواستند كه اين گرمى و نور همه جاگير شود ولى على بن - ابي طالب با گفتار حكمت آموزش پايه‌هاى اطمينان ضمير انسانى را استوار ساخت و بر بنيان آن افكار انسانها را بهم پيوند داد و وجدان مردم را برانگيخت . امام كه اعتمادى استوار بوجود خير در ضمير انسانها داشت ، با آنكه از سوى مردمان نسبت بساحت او خيانتها و نامردمى ها و زشتكاريهائى فراوان انجام يافت ، باز هم مى كوشيد كه بذر اين اطمينان را در دلهاى آنان بپاشد زيرا او مى دانست كه « حق و باطل و دروغ و راست در دست مردم است » ولى شايسته است كه انسان چشم و دلش را بسوى خير بگشايد تا خير در وجودش رشد يابد و از بدى بر كنار ماند و در اين راه آموزش از طريق اخلاق و روش ، سودمندتر و ارزنده‌تر است و ما مى بينيم كه امام ضرورت اطمينان بضمير انسانى را در گفتار و كردارش بتكرار نشان داده چنان كه مى گويد « اگر كسى ترا خوب مى پندارد بكوش تا با كردارت پندار او را تصديق كنى » و در جاى ديگر مى فرمايد : « اگر در گفتار كسى احتمال خير هست گمان بد در بارهء گفته‌اش مبر » و نيز فرمود : « از عدالت بدور است كه بر اساس گمان داورى كنى و به آن اطمينان يا بى » و در جاى ديگر گفت ، هنگامى كه روزگار و مردم آن را شايستگى فرا گرفت اگر كسى بدگمانى به كسى برد كه گناهى از او آشكار نيست به او ستم كرده است » و باز چنين فرمود « بدترين مردم كسى است كه بر اثر بدگمانى به كسى اعتماد نكند و مردم هم بر اثر بدكاريش به او اطمينان نداشته باشند »