تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
نيروى عقل تكيه نكرده‌اند ، زيرا عقل به تنهائى ، سرد و توخالى و محدود بمرزهائى معين و رقمها و بخشهائى مشخص و محصور است و تنها راه را نشان مىدهد و در سختى ها و رنجها و ناگواريها ، توانائى حمايت انسان را ندارد و اين ضمير سالم و عواطف داغ است كه در چنين هنگامه‌هائى بسراغ انسان مى آيد و به او كمك مى رساند . بايد ديد چه نيروئى بود كه به كمك ماركونى آمد تا او بتواند براى ايجاد زمينهء اكتشافى خويش از جامعه كناره گيرد و سختى تنهائى و گوشه‌گيرى و وحشت عزلت را تحمل كند و اگر فرمان دل و عشق و عاطفت نسبت به انسانها نبود چگونه مى توانست از لذتهاى زندگى چشم بپوشد و خود را به ناگوارى تنهائى اندازد و بديهى است كه اگر عاطفهء شديد انسان دوستى قلبش را سرشار نساخته بود هرگز بانجام چنين خدمت بزرگى نسبت به تمدن انسانى توفيق نمى يافت ، همين قضاوت را در بارهء پاستور ، گاليله ، گاندى ، بتهوون ، بودا ، افلاطون گوته و ديگر خدمت گزاران بشرى كه راه كمال را مى پيمودند نيز مى توان كرد ، دليل ديگرى كه در ناتوانى عقل براى انجام خدمات انسانى ، پس از بررسى كامل مى توان دريافت ، جنايات مردانى بمانند هيتلر ، چنگيز خان ، هلاكو ، حجاج بن يوسف ثقفى ، بورجيا قيصر مصر و قهرمان كتاب مكياول و بعضى از دانشمندان اتمى معاصر است كه آزمايشهاى كشندهء خود را بر روى انسانها انجام مى دهند ، آيا اين جنايتكاران بزرگ تاريخ همگى ادعاى عقلى كامل نداشتند و ديگران را به بيخردى متهم نمى كردند ولى با وجود چنين ادعائى ، كارشان كشتار و غارت
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 246 | جورج جرداق / فخر الدين حجازى