تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
دستورات قديمه هم بميزانى وافر ، از روش و خوى قانونگذاران و مجريان مقررات اجتماعى متأثر است كه اكنون از بحث ما خارج است . و اين مقررات و قوانين اجتماعى كه بايد بمردم توجه كند و منافع آنها را در نظر گيرد اگر هماهنگ با نداى وجدان و جوشش نهاد والاى انسانى نباشد فاقد ارزشهاى بشرى است ، از سوئى ، كارهائى كه انسان براى خويشتن انجام مىدهد ، حرارت عواطف انسانى را نمى تواند بطور همه جانبه و اجتماعى در برداشته باشد ، در صورتى كه ارزشهاى تلاشهاى انسانى و پرداخته‌هاى بشرى بايد چنين خصيصه‌اى را حائز باشد و هر گونه كوششى كه از انسان برميخيزد بايد با هيجان دل و ظرافت نفس و ارادهء بخشش و خدمت بدون هيچگونه تحميل و اكراهى همراه گردد و گرنه ثمره‌اى نيكو در زمينه‌هاى عاطفى و خدمات اجتماعى بهمراه نمى آورد و مقررات و قانونهاى انسانى اگر توجهى به عقل و ضمير نداشته باشد و خير كلى را پديد نياورد پى آمد نيكوئى ببار نمى آورد پس بايد بين ميدان عمل و اراده و خواست انسان پيوند و انسجامى مستحكم در زمينهء منافع فرد و اجتماع بوجود آيد تا آن انسانها بتوانند در راه رسيدن به تمدن والاى بشرى به پيروزى رسند . همين واقعيتى كه در زمينهء حيات فردى و اجتماعى رعايت آن لازم به نظر مى آيد در تاريخ انديشمندان و قانونگذاران و دانشمندان و مكتشفين نيز بنمونهء روشنى پديدار است و چنانچه تاريخ و شرح حال آنان را بررسى كنيم مى بينيم چنين نوابغى كه خدماتى بزرگ نسبت به انسان و تمدن انجام داده‌اند در انجام اين خدمات بزرگ تنها به