9 - لازم است كه خير وجود و خير انسانى بالضروره با اطمينان ضمير انسانى همراه باشند و نهاد و سرشت بشرى در شناخت سود و زيان داورى كند كه در بيان اين معنى ، بتفصيل بيشترى نيازمنديم و چنين مى گوئيم : اين از شگفتى هاى گفتار امام است كه گاهى توجه به عقل دارد و گاهى به ضمير و زمانى به هر دو اما آنچه با خرد پيوند دارد ، حقيقتى نهائى و ريشهدار است و انديشهاى برخاسته از جهشى عقلى است كه با ژرف بينى و بررسى دقيق ، نيك و بد زمان را دريافته و بر اثر بينش تجربه ، پرده از چهرهء حقايق برداشته است از اين روى ، برداشت هاى عقلى او در قالبهاى مشخص و هندسى كه داراى مرزها و ابعادى معين و مربوط بحقايق است ريخته شده و نمايانگر زيباترين شكلهاى فنى و هنرى است كه با جمال سخن و تعبير در آميخته و بهترين سبك بيان را از حيث ماده و شكل در اصول فرهنگ كلاسيك عرب بوجود آورده است .
در اين نوع از گفتار حكيمانه كه رو بسوى عقل دارد مى بينيم كه امام مردم را وا مى گذارد كه به آنچه مى بينند قضاوت كنند و آنچه مى خواهند بپذيرند يا رد كنند ، بنا بر اين در چنين گفتار حكيمانهاى سخن از خواست و امر و نهى نيست بلكه فقط بيان حقيقت است و اين مردمند كه بايد خود دريابند و داورى كنند .
در اين گفتار حكمت آموز و پند آميز از سرشت و خصائص دوست و دشمن ، نيكوكار و بدكار ، نابخرد و خردمند ، بخيل و بزرگوار ،
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 243
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٤٣