« اما بعد ترا هوى و هوس ، گمراه ساخته و غرور و فريب سرگرمت كرده است ، از خدا بخواه كه ترا از لغزش باز دارد زيرا هر كس از خداوند بخواهد كه از لغزشش باز دارد خداوند او را از گناه بازخواهد داشت » 4 - امام به اين حقيقت ايمان داشت كه نيروهاى خيرى كه در انسان تكوين يافته ، يكديگر را فرا مى خوانند و با استوارترين گونه بتقويت هم مى پردازند و هر خيرى كه در وجود انسان شكوفان شود با ديگر ، خيرها پيوند مى يابد و هر كدام در موقعيت و مناسبات خاص خويش ، ظاهر ميشوند و اين نظر ، نمايانگر حقيقت روشنى است كه بروشنى نشان مىدهد همهء پديدههاى وجود ، يگانه و هماهنگ و دادگر و درستكارند ، چه در استواى همگانى بزرگ آفرينش قرار داشته باشند و يا در وجود خاص و به ظاهر كوچكى مانند انسان شكل يابند به همين جهت امام فرمود « اگر در انسانى صفتى نيكو يافتى منتظر صفات نيكوى ديگرش باش » 5 - بمانند اين هماهنگى استوار خير كه بين صفات نيكوى انسان قرار دارد هماهنگى همانندى نيز وجود دارد كه از خير بسوى بدى بين مردم انتقال مى يابد و انسان بايد هميشه با نيكوكاران همنشين باشد تا خير آنها بر بدى او چيرگى يابد چنان كه امام فرمود « با نيكوكاران همنشين باش تا جزء آنان باشى » و نيز فرمود « در جستجوى خير و اهل آن باش » .
6 - امام به اين حقيقت ، ايمانى عميق داشت كه در نهاد انسان نيروئى است كه در هر كجا باشد او را به راه خير مى كشاند و هيچ انسانى
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 240
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٤٠