تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
از سوئى ، چون مهرورزى مردمان نسبت به يكديگر ضرورتى اخلاقى است ، و چنين مهربانى اصيل انسانى پديدهء قوانين وجودى آفرينش است ، منطق خرد و قلب فرمان مىدهد كه انسان نسبت به كسانى كه او را دانش آموخته و زبانش را بسخنورى واداشته‌اند محبتى شايان بورزد و احسانى بيشتر و گسترده‌تر مبذول دارد ، چنان كه امام در اين باره مى فرمايد : « به آن كس كه ترا بسخن آورد به تندى سخن مگوى و بلاغت را برخ آن كس كه زبانت را استوار ساخت مكش » و سپس فرمود « پاداش آن كس كه شأن ترا بالا برد آن نيست كه از قدرش بكاهى و نبايد آن كس را كه شادمانت كرد ، اندوهگين سازى » امام به سختى بر غرور و آز و حسد مى تازد زيرا اين خويهاى زشت ، انسان را از پايگاه والاى اخلاقيش به زير مى آورد و در اين باره امام مى فرمايد « آز و تكبر و حسد ، انسان را بگودال گناهان سرنگون مى سازد » با آنكه دانشمندان پيشين اخلاق ، صفت زشت بخل را ناپسند مى دانستند و آن را بذاته خوئى پست مى شمردند ولى در نظر على بن ابي طالب كه ديدگاهى والاتر و انديشه‌اى ژرفتر نسبت به اخلاق دارد ، زشتى صفت بخل به تنهائى آن قدر است كه بدى و پستى همهء معايب اخلاقى را در بر دارد و صاحبش را بسوى همهء رذايل اخلاقى مى كشاند ، پس در منطق امام ، بخيل نه تنها بخيل است بلكه منافق تجاوزكار ، غيبت كننده ، حسود ، خوار ، تزويرگر ، آزمند ، خودپرست و ستمكار نيز هست چنان كه امام مى فرمايد « بخل ، همهء صفات زشت را
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 233 | جورج جرداق / فخر الدين حجازى