پس از آنكه امام در بارهء ضرورت هماهنگى مستقيم صدق و حياة و سادگى و گستردگى هميشگى راستى سخن گفت راهش را بسوى بيان مفاهيم تهذيب مى گشايد ، همان پاكسازى درونى و روانى كه در مذهب او نمايانگر قانونى استوار و چهرهاى روشن از همهء پديدههاى وجود است و آفرينش بر مدار آن مى گردد هر چند كه مبانى اخلاقى ديگرى نيز در كنار آن باشد ، در اين باره امام سفارش مىكند كه انسان بايد لغزشهاى ديگران را ناديده انگارد زيرا چنين گذشتى نمودار كرامت انسان است و از سوى ديگر موجب تهذيب اخلاق بدكار است و روش نيكوئى است كه بهتر از انتقامجوئى و اندرز نتيجه مىدهد ، بدين جهت مى فرمايد : « بهترين كردار انسان بزرگوار آن است كه خود را از آنچه ديده و ميداند به نادانى زند » و باز مى فرمايد ، وقار و شكيبائى هميشه باهمند و پى آمد آنها همت والاست » و امام ، غيبت را ناخوش مى دارد زيرا غيبت ، پديدهء نفاق و بدكارى و موجب شرور فراوان است و در اين باره مى گويد « از غيبت بپرهيزيد كه خورش سگان دوزخ است » فريبكارى هم بمانند غيبت پديدهء دلهاى ناپاك است و امام در مورد آن مى فرمايد « از فريبكارى بپرهيز كه زائيده خوى پست نهادان است » همچنان كه امام ، يك دروغ را هم جايز نمى داند زيرا همان يك دروغ گوهر صدق را مى شكند ، گناه را هم هر چند به چشم گناهكار ، كوچك باشد ، بزرگ مى شمارد زيرا در هر صورت گناه است بلكه صدمهاى سختتر بر كرامت انسان مى زند ، چون صاحبش آن را كوچك شمرده است
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 231
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٣١