تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
و من در بارهء كسانى كه ارزشهاى انسانى را نگهبانى مى كنند و و انسانى هستند كه نه به خود مى نازند و نه خود را خوار مى شمارند بلكه انسانى راستين هستند سخنى از اين گفتهء فرزند ابي طالب ارزنده‌تر نمى يابم كه فرمود « انسان آئينه انسان است » و از ديگر گفتار امام كه بيانگر سادگى حقيقت حيات است اين است كه فرمود : « چقدر فروتنى بهنگام نيازمندى زشت است و ستمگرى بوقت بى نيازى ، ستايش بيش از استحقاق ديگران چاپلوسى است و ستايش كمتر از آن ، درماندگى و حسد است ، چيزى را كه نمى دانى مگوى ، كار نيك را با ريا انجام مده و بشرمسارى ترك مكن ، اى فرزند آدم ، هر چه بيش از نياز خويش بدست آورى براى ديگران مى گذارى ، براى نيكى خاموش مشو ، تا به آن فخر كنى ، و براى نازش بر ديگران ، سخنى مگوى كسى كه بارى بيش از توان خويش بردارد ناتوان ماند ، از ياران پست فطرت بپرهيز كه خيرى در يارى آنها نيست » بدرستى چنين است كه فرزند ابي طالب آنچه را كه با شعور پرتوان و آگاهى گسترده و انديشهء عميق خويش از حقايق حيات و انسان دريافته همه را در قالب سخنانى زيبا و كوتاه به صورت فرمانى كامل صادر كرده است به اين دستور امام بنگريد كه چگونگى روبروئى انسانها را با يكديگر بگونه‌اى ساده و بى پيرايه بيان مى دارد و با سخنى گرم و صاف چنين مى فرمايد « هنگامى كه برادرانت به مهمانى بخانه‌ات آمده‌اند همهء چيزهائى را كه در خانه دارى برايشان بياور ولى از بيرون خانه چيزى براى آنها آماده مكن و خود را به سختى مينداز »