وعدهاى بدهيد كه بدان وفا نكنيد » بايد گفت كه امام عنايتى خاص به فلسفهاى تربيتى دارد كه حيات انسانى آن را مقرر مى دارد ، همچنان كه مبانى روانى در پيدايش و كمال انسانى چنين حقيقتى را حائز است و از اين سخن برمى آيد كه روان كودك با نمونههاى والاى عملى پرورش مى يابد تا با اندرز و پند و همين نظريه است كه محور اصول پرورشى را در منطق ژان ژاك روسو تشكيل مىدهد .
و راستى با زندگى ، مستلزم سادگى و گستردگى است و از هر گونه پيچيدگى بدور است زيرا هر حقيقتى بمانند تابندگى خورشيد و تاريكى شب ، بسيط و ساده است بدليل آنكه چنين سادگى گرم و روشنى يك جريان صاف و زنده از سرچشمهء راستى است و به همين جهت فرزند ابي طالب تكبر را ناخوش مى دارد زيرا تكبر از خصايص راستين انسانى نيست بلكه كبر ، نوعى دروغ است . و متكبر كسى است كه خود را از حقيقت ذاتيش بالاتر ميداند و امام در اين باره مى فرمايد : « همچون متكبران نباشيد كه بر برادران خود فخر مى فروشند » و امام فروتنى را نيز در صورتى كه غرضى از آن در كار باشد ناخوش مى دارد زيرا در اين صورت ، خصيصهاى صادقانه نيست بلكه راستى حقيقتى است كه مى گويد هر انسانى در ارزشهايش با انسانهاى ديگر برابر است ، به همين جهت امام مى فرمايد « خود را در نزد مردم خوار و پست مگردان » آن گاه در اين باره سخنى زيباتر مى گويد و مى فرمايد : « در سفر ، همراه كسى مباش كه براى تو نسبت بخويش فضيلتى قائل نيست در صورتى كه تو ، او را از خويش برتر مى دانى »
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 229
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٢٩