« نبايد شما به دختر كوچك خود وعدهاى بدهيد و بعد به آن وفا نكنيد » در بارهء سخن نخستين امام بايد بگوئيم كه در اين مورد بين انديشمندان و فلاسفهء اخلاقى جهان خاصه اروپائيها اختلافى فراوان وجود دارد آنها همگى بر اين سخن اتفاق نظر دارند كه راستى حيات و دروغ مرگ است اما اختلاف آنها در اين است كه آيا بهنگام ضرورت و خطر ، دروغگوئى جايز است يا نه ، و مخالف و موافق در اين مورد نظراتى دارند امام على بن ابي طالب در اين باره پايگاهى خشن و مستحكم دارد كه از سخنانش به خوبى پيدا است ، پايگاه استوارى كه بر مبناى مذهب اخلاقى عظيم او بنيان گرفته و چنان كه گفتيم پى آمد ، برداشت و دريافت او از دادگرى گستردهء آفرينش است ، به همين جهت بدون هيچ ترديدى مى گويد : « نشانهء ايمان آن است كه راستى را با وجود زيانش بر دروغى كه برايت سودمند است برترى دهى و گفتارت را بر كردارت ترجيحى نباشد » بديهى است كه در ديدگاه والاى على ، هرگز دروغ را سودى نيست همچنان كه راستى را زيانى در پى نخواهد بود و از اين روى هميشه امام با مردم در افقى والاتر از انديشهشان سخن مى گويد تا كلامش برسائى در عمق انديشهها نفوذ كند و با نهايت تأكيد ، مى گويد : « در همهء كارهايت راستى پيشه كن » و باز چنين مى فرمايد « از دروغ بپرهيز كه راستگوى در پايگاه رهائى و بزرگوارى جاى دارد و دروغگوى در پرتگاه سقوط و مرگ قرار گرفته است » اما در بارهء اين گفتهء امام كه فرمود « نبايد به دختر كوچك خود
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 228
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٢٨