و در اثبات ادعاى خود پافشارى كردهاند ، در صورتى كه امام اين سخنان را در بارهء زنى معين بيان داشته و هرگز در بارهء همهء زنان سخنى به ناروا نگفته و در بارهء آنها جز به نيكى سفارش نكرده است آنها نفهميده و يا نخواستهاند بفهمند كه اين سخنان در موردى معين و محدود بيان شده و هنگامى به زبان آمده است كه براى روشنگرى حقيقتى كه در نزاع بين حق و باطل مكتوم بوده ضرورت داشته است و ما مى بينيم كه گاهى امام در بارهء مردان ، سخنانى از اين سختتر و تحقيرآميزتر بيان كرده و در گفتارش همهء مردان را منظور نداشته است ، چنان كه سخنانى را هم كه در بارهء زن گفته ، همهء زنان را مشمول گفتار خود نساخته است و اين مسببين آتش افروزيها و برادر كشيهاى زمان خلافت امام بودهاند كه با ايجاد حوادثى فجيع ، و طغيان بر ضد امام و راه عادلانهء او موجب شدهاند كه على چنين گفتارى را چه در بارهء مردان و چه زنانى كه داراى موقعيت و نفوذى بوده و از آن عليه حكومت دادگرانهء امام استفاده كردهاند بر زبان راند .
و اگر امام به چنين مردان و زنانى هجوم كرده به علت مخالفت آنها با حق و عدالت در موقعى معين بوده است در اين صورت هرگز نمى توان گفت كه از جانب على نسبت بموقعيت اساسى و انسانى زن تحقير و اسائهاى انجام يافته باشد .
و ما از اين گروه مفترى مى خواهيم كه اگر راست مى گويند حتى يك جمله از گفتار على بياورند كه متضمن حمله بهمهء زنان بوده و
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 220
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٢٠