تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
بديهاى مردم زمانش به درد مى آمد ، نان را كه وسيلهء زنده ماندن است با صدق كه مركز حيات انسانى است و برادرى همگانى را در يك پايگاه قرار مى داد و بمردم روزگارش مى فرمود : « نزديك است كه مردم سه اصل ارزنده را از دست بدهند ، پول حلال ، زبان راستگوى و برادرى را كه به پشتيبانى او آسايش يابند » و هنگامى كه غربت و تنهائى براى انسان بدبختى بزرگى بشمار مى آيد ، شديدتر از اين بدبختى هنگامى بسراغ انسان مى آيد كه دوستان و برادرانش را از دست بدهد زيرا در اين صورت دلهائى را كه به محبت آنها تكيه مىكند و به مهر آنها زنده مى ماند از كف داده است و در اين باره امام چنين مى فرمايد : « غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد » و « نداشتن دوست براى انسان ، آوارگى است » در اينجا لازم است كه ديدگاه امام را نسبت بپايگاه زن مورد بررسى قرار دهيم ، زيرا زن نيمى از انسانيت را تشكيل مىدهد كه نيم ديگر آن مرد است ، آيا هر يك از اين دو نيم بدون ديگرى مىتواند زندگى كند و آيا مرد حق دارد بمرزهاى عدالت آفرينش كه انسانها را به مهرورزى نسبت به يكديگر فرمان مىدهد تجاوز كند گروهى فراوان ، سخنان امام را در بارهء زن تأويل كرده و معناى ديگرى از آن بدست آورده‌اند و چون نخواسته‌اند در آن سخنان بررسى بيشترى معمول دارند و موقعيت امام را بهنگام بيان چنان گفتارى دريابند ، برخى سخنان امام را تحقيرى در بارهء زن دانسته