پليدى نهادها و بددلى هاست » و با اين سخن ، بد دلى ها و بدنهادى ها را در يكسوى ، و مهربانى و دوستى ها را در سوى مخالف آن مى گذارد و چون حق هر انسانى است كه از برادرى انسانهاى ديگر بهره گيرد ، چنان كه همسايگان و خويشاوندان انسانى حق برادرى او را رعايت نكنند ، وظيفهء جهان طبيعت كه مسئول اجراى عدالت است و بار ارزشها و اندازهگيريها را بر دوش دارد اين است كه حق اين انسان را از سوى انسانهاى ديگر رعايت كند و مهرورزى انسانى را از اين راه تحقق بخشد و در اين باره است كه امام مى فرمايد : « كسى كه نزديكانش حق او را تباه سازند ، انسانهاى دور برعايت حق او خواهند پرداخت » و بجهات رعايت همين حق برادرى در زمينهء مهربانى انسانى است كه امام حتى از اشتباهات كوچك هم نمى گذرد زيرا آنها را منشأ انحرافات بزرگ بعدى مىداند و به همين جهت به يكى از يارانش مى فرمايد : « اگر اين لغزشهاى كوچك را نمى داشتى ترا به واگذارى اين فرمان بر ديگران مقدم مى داشتم » هنگامى كه شرايط موجود و قوانين متعارف به فرزند ابي طالب اجازه مى داد كه با ياغيان و دشمنان حكومت عدل انسانها با او بمبارزه برخيزد باز هم به اين نبرد دست نمى زد مگر اين كه تمام جوانب مهربانى اسلامى را رعايت كند و پيوندهاى برادرى بشرى را به دشمنان خويش يادآورى كند حس مهرورزى انسانى را در دلهايشان برانگيزد و چون در پايان كار چارهاى جز جنگ نمى ديد ، نه به اختيار بلكه با ناخوشى
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: جورج جرداق
ص٢١٦