تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
كشتن تمام افراد آن سپاه براى من جايز است » بديهى است كه در اينجا منظور امام ، كشتن تمام سپاه نيست بلكه مى خواهد احترام حيات را به ارباب قدرت گوشزد كند و به آنها بفهماند كه كشتن يك نفر از روى عمد با كشتن تمام مردمان برابر است . اگر بخواهيم در اين مورد ، نظر امام را با نظرات اين انديشمندان كوته فكر كه گمان مى كنند با حفظ منافع اكثريت ، ميزان عدالت برقرار مى ماند مقايسه كنيم بدرستى مى فهميم كه چگونه در آنجا كه انديشهء امام اوج مى گيرد آنها چگونه به پائين مى افتند و در پايگاهى كه امام فراخى افق حيات را در مى يابد و ارزشهاى زندگى را بالا مى برد ، آنها چگونه ناآگاهانه و بيهوده فرياد مى كشند و سخت مى گيرند . آنها در نتيجهء آراء پستى كه ابراز مى دارند و طبلهائى كه از نابخردى بصدا درمى آورند و فريادهائى كه برمى آورند به نيرومندان اجازهء تجاوز مى دهند و اكثريت را ميدان يورش بسوى آرزوهايشان مى بخشند ، در صورتى كه چنين آراء و قانونهائى ، تجاوز به سنت دادگرانهء حيات و انسان با اراده و توانائى است كه خواهان خير است در اينجا مى بينيم كه فرزند ابي طالب به كشفى والاتر از مقياس حيات كه اصل حقيقت است مى پردازد و به چيزى ارزنده‌تر از ارادهء انسان كه اصل خيز است عنايت مى ورزد و مى گويد . « چه بسا افراد ساده كه از اشخاص نامور ، پربارترند » و بگفته‌اى زيباتر و پرشكوه‌تر اين سخن را توضيح مىدهد و مى فرمايد « هر مردى كه اگر چه پايگاهى بلند را حائز باشد از نيازى كه خداوند براى او مقرر