روبرو مىشود و بروشنى و عمق احساس مىكند كه نيروى هستى از قانون همه جانبهاى پيروى مىكند كه گياه خشكيده و شاخهء سرسبزى كه بر پاى ايستاده و در برابر باد مى جنبد در نظرش يكسان است و به خرده گياه گمنامى كه از زمين روييده و بوستان بزرگ گستردهاى كه صحرا را فرا گرفته به يك چشم مى نگرد ، اما برهها و بزغالهها و حشرات و ملخهاى كوچك و پرندگان ضعيف ، هرگز در پهنهء طبيعت بهرهاى كمتر از وحوش نيرومند و عقاب تيز بال ندارند و هر كدام از آفريدگان در پهنهء گستردهء وجود پايگاهى و حقى دارند به همين جهت يك كوه فرازمند نمى تواند توجه فرزند ابي طالب را از ريگهاى كوچك و ذرههاى خاك باز دارد و نگاه امام به طاوس زيبا هرگز از عنايت او نسبت به مورچه خردى كه در نهانگاه زمين به آرامى و فروتنى مى جنبد نمى كاهد .
در اين طبيعت پهناور آفريدگانى شكوهمند و موجوداتى خورد و بزرگ فراوانند و على كه طاوس و مورچه را در روشنائى روز مى نگرد در مفهوم و ارزش حيات ارجى بيشتر براى آنها از خفاشهائى كه در تاريك شب بجنب و جوش مى آيند قائل نيست و پيچيدگى هاى حكمت را همچنان كه در حشراتى خورد كشف مىكند در حيوانات بزرگ هم در مى يابد .
در نظر امام همين بس است كه موجودى زنده باشد و توانى هر چند اندك داشته باشد زيرا در اين صورت در كفالت قانون عظيم وجود قرار مى گيرد ، كفالتى اصيل و اساسى كه بقاى حياتش را ضمانت مىكند و دادگرى شامل وجود هر موجودى را كه از نعمت حيات برخوردار باشد
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: جورج جرداق
ص١٩٧