تا پايان زندگانيش بر مقياس عدلى همه جانبه نگهدارى مىكند اينجا است كه نبوغ انديشهء امام با كمال دقت اين ضابطهء شگرف را در مى يابد و مى گويد : « هر جنبندهء با رمقى توشهاى دارد و هر دانهاى را خورندهاى است » اما اگر توشه را از جنبنده بازگيرند و دانه را بخورندهاش نسپارند تجاوزى بزرگ به عدالت آفرينش پديد مى آيد و بر ارزشهاى حيات و و مفهوم هستى ضربهاى سنگين وارد مىشود بدينجهت امام مى فرمايد : « به خدا سوگند اگر اقليمهاى هفتگانه را به من بخشند و از من بخواهند كه مغز جوى را از دهان مورى بنافرمانى خداى بستانم ، چنين نخواهم كرد » تجاوز به موازين دادگرى وجود بنا بر قانون طبيعت كيفرى مناسب دارد نه به نرمى و نه بخشونت بلكه هم آهنگ با همان گناه و اين كيفر بر مبناى عدالت و پاداش است .
از همين ديدگاه است كه نگاه والاى على بر مفهوم حيات مى افتد و همهء پديدهها را از كوچك و بزرگ و اندك و فراوان با يك ديد مى نگرد .
پس دادگرى مطلق هستى كه بين همهء موجودات زنده تعادل و توازنى عادلانه برقرار كرده و با حالاتى دگرگونه كه در بين موجودات است حق همگى را بر اساس عدل رعايت كرده و حقوقى متبادل و متعادل بين همهء زندگان مقرر داشته است هرگز فرقى بين هيچكدام از مظاهر حيات قائل نشده است و هرگز اجازه نمى دهد كه موجودى
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 198
مساهمون: جورج جرداق
ص١٩٨