نيرومند با استفاده از نيرويش بر موجودى ناتوان بتازد و يا گروهى فراوان به اتكاى فراوانى خود بر دستهاى اندك هجوم آورند به همين جهت ستمى اندك به بهانهء مصلحتى بزرگ بخشيده نمى شود و در نظر فرزند ابي طالب اگر كسى بزيان موجودى زنده اقدام كند ، همهء موجودات زندهء آفرينش را بزيان انداخته و كسى كه تنها يك نفر را بكشد همهء مردمان را كشته و هر كس يك موجود با رمقى را بيازارد همهء موجودات زندهء روى زمين را آزرده است ، پس حيات در نظر امام حيات است و احترام حيات هر موجود زندهاى اصل است كه ديگر شاخهها بر بنيان آن مى رويد .
ولى در نظر گروهى فراوان از انديشمندان و قانونگذاران و در آراء بزرگان اين گروه كه خود را مردان سياست مى نامند براى حفظ حقوق اكثريت ، تجاوز بحقوق اقليت جايز است و به عقيدهء آنها مبناى حق ، حفظ منافع اكثريت است تا بدانجا كه اگر هزار نفر كشته شوند فاجعههايى رخ مىدهد و اگر دو هزار نفر بقتل برسند فاجعه بزرگتر است ولى اگر يك نفر كشته شود حادثهاى بى اهميت و ساده رخ داده است ، پس در دفتر اين بازرگانان ارواح رقمهاى درشت از قلم نمى افتد اما در جدول ضربها و تقسيم و جمع و تفريقهاى اندك ، حسابگرى كارى آسان است اما فرزند ابي طالب اين گونه محاسبهء سوداگران جانها را از اصالت مى اندازد و در اين باره سخنى مى گويد كه از روح وجود برميخيزد و در مفهوم حيات ارزشى براى ارقام قائل نيست آنجا كه مى فرمايد : « به خدا قسم اگر سپاهى فقط يك نفر را بى گناه از روى عمد بكشد
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: جورج جرداق
ص١٩٩