هرگز باطل را نمى توان قانونى براى هستى شمرد بلكه فقط حق است كه قانون و ميزان آفرينش و اجتماع انسانهاست چنان كه امام مى فرمايد : ( هيچ چيز اصالت حق را نابود نمى كند ) و اين سخن ، قانونى در مذهب فرزند ابي طالب است كه از مطالعه در آفرينش كائنات بدست آورده است .
از سوى ديگر ، نظر گستردهء امام بر نمودارهاى عظيم آفرينش هرگز او را از توجه به پديدههاى ريز و پنهان آفرينش باز نداشته است و اين نظر گسترده و عميق و بينش نازك و دقيق تنها در شان انديشه و آگاهى على است كه توانسته ماده و معنى را با هم شكل دهد و چنان همهء اجزاء وجود را در بينش آگاهانهاش پيوند زد كه فرقى بين كوچك و بزرگ نگذارد و همه را برخاسته از منشأى واحد بداند و هرگز كسى كه نگرش حكيمانهاش برقها بر شيار و مدار انديشهاش مى افكند از پنهانى ها و تاريكى هاى وجود بى خبر نمى ماند و پيچيدگيهاى به ظاهر حوزه هستى را از نگاه والايش دور نمى دارد .
چه بسا نگاهى كوتاه چنان در احساس حساسش اثر كند كه چشمههاى جوشان سخن را چنان تاثيرى نباشد و يا اشارهاى كه از هزاران آگهى صريح ، روشنتر و گوياتر باشد و بسا كه از نگاه به گل كوچكى كه از شكاف سنگى روئيده بدريافتى رسد كه از تماشاى يك باغ بزرگ بدان نرسد .
آرى بسا كوچكى كه در نگاهش از هر بزرگى پرشكوهتر و اندكى
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: جورج جرداق
ص١٩٥