تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
جهان وجود بر اساس آن استوار است . در اينجا هر انسان هوشمندى كه بينديشد و اين حقيقت را به خوبى بررسى كند و دريابد و به آن عمل كند ، مى فهمد كه قانونى را كه فرزند ابي طالب از جستجو و كنكاش در ريشه‌هاى عدالت وجود دريافته قانون ثابت و پايدارى است كه هرگز تغيير نمى يابد و هيچ قانونى را توان نقض آن نيست . پس هر يك از پديده‌هاى هستى به همان ميزان كه از طبيعت مى گيرد به ديگران پس مىدهد و به اندازهء نيروئى كه به دست مى آورد از ديگرى كم مىكند ، چنان كه زمين از خورشيد نور و گرمى مى گيرد و آن را بديگر عناصر طبيعت مى بخشد و تاريكى شب را هم كه از آسمان مى گيرد به روى فرزندان خود مى كشد . گل هم ، چنين حالتى را دارد ، زيرا از عناصر فراوان آفرينش انرژيهائى مى گيرد ، تا زنده مىشود و رشد مىكند و بوئى خوش مى پراكند و همين رنگ و بو را متقابلا بميزانى كه گرفته به صورت عطر و زيبائى پخش مىكند تا اين كه بكمال مى رسد و به آخرين درجه حياتش مى رسد و بيش از پيش بجلوه‌گرى و عطرپاشى مى پردازد ، پس از آن با مرگ گلاويز مىشود و برگها و شاخه‌هايش مى پژمرد و مى ريزد و زمين گلها و برگهاى پژمرده را مى بلعد و به همان اندازه كه نيرو به گل داده از آن پس مى گيرد . و دريا به همان اندازه آب را در نهادش فراهم مىكند كه از ابرهاى بارور و بارانهاى تند به خود گرفته است انسانهم در زندگانى طبيعى اش همين روش را مى پيمايد و هر كامى كه از جهان برميگيرد از سوى ديگر