تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
وجود قائم است به مجتمع انسانها هم سرايت دهد و بشريت را از اين نواميس مستحكم بهره‌مند سازد و بدينجهت مى گويد : « پس حقوق انسانها را نسبت به يكديگر واجب و معين كرد تا همكار و همبسته و هماهنگ هم باشند و آنها را نسبت به يكديگر واجب شمرد و هيچ حقى را جز به رعايت حق متقابل ، واجب نساخت » در اينجا سخنى بزرگ از امام مى شنويم كه مى فرمايد دوام نعمت مرهون انجام وظايفى است كه انسان نسبت بساير برادرانش بر عهده دارد و چنانچه مسئوليت خود را در ايفاى اين وظايف به انجام نرساند آن نعمت خدادادى را از دست مىدهد ، در اين باره امام چنين مى گويد : « هر كس نعمت هاى فراوانى بدست آورد ، نياز مردم به او زياد مىشود ، پس اگر وظايف واجب خود را انجام داد ، نعمتها برايش پايدار مى ماند و اگر تعهد خود را نسبت بمردم ايفا نكرد ، نعمتش پايان خواهد پذيرفت » امام در اين گفتارش از عدالت موجود در طبيعت كه انسانهم جزئى از آن است سخن مى گويد تا انسانها هم مانند پديده‌هاى آفرينش ، همكار و هماهنگ يكديگر باشند ، چنان كه آب حقى بر باد و گياه حقى بر آب و آب حقى بر خورشيد و خورشيد حقى بر قانون وجود دارد و اين سنت در بين انسانها نيز بايد رايج باشد و اين روش روشن نشان مىدهد كه هر انسان هنگامى مىتواند از حقى بهره‌مند شود كه خود حقوقى را كه بر عهده دارد ايفا كند و اين همان سنتى است كه