همگان گردد همان نواميس استوارى كه آسمانها و زمين هم بر مبناى آن بنيان گرفتهاند .
على ، به خوبى دريافت كه پديدههاى اين هستى بزرگ با يكديگر همكار و همبستهاند چنان كه چون باد به سختى بوزد شاخهها بشدت بتكان مى آيند و اگر به صورت طوفان در آيد درختها را از بيخ مىكند و آنچه را در برابر دارد بجنبش مى آورد و همين باد اگر به آرامى بر روى زمين بوزد ، آبها را مستانه برقص مى آورد ، و چيزهاى ديگر را همچنان آرام نگه مى دارد .
و همچنين ، امام ، دريافت كه چون خورشيد ، فروغ تابانش را به زمين بيفكند همه چيز در برابر ديدهها بنمايش مى آيد و چون نورش را برگيرد پردهء تاريكى همه جا را فرا مى گيرد از سوئى ديگر گياه رشد مىكند و برمى آيد و برگ مىدهد و ميوه ببار مى آورد و اين شكلهاى گوناگون را در پرتو نور خورشيد و تراوت هوا و باران و نيروى خاك زمين به خود مى گيرد و اگر همكارى خورشيد و ابر و هوا و زمين نباشد چنين بارورى و رشدى صورت نمى پذيرد .
و همچنين امام احساس كرد آبى كه « امواجش بتلاطم مى افتد و بر هم انباشته مى گردد و آن گاه بادهاى تند و طوفانهاى سخت قطراتش را بر دوش مى گيرد و بادهائى كه خدا آنها را در مسير معين از جايگاههائى دور به حركت مى آورد و به آنها فرمان مىدهد كه آبهاى انباشته را برانگيزانند و موجهاى پرخروش را به جوش آورند و آبها را در فضا به صورت ابرها پراكنده سازند و آغاز و انجامشان را بهم پيوند دهند و
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 190
مساهمون: جورج جرداق
ص١٩٠