و گاهى همچون شمشير دودم تند و برنده است و گاهى مانند نقاب بر چهره بعضى عواطف مى افتد تا از شدت و حرارتشان بكاهد و برخى گفتار ، مثل خندهء آسمان در شبهاى تاريك زمستان است و برخى ديگر كوبنده است و سخنانى نيز مانند جويبارى آرام است كه از چشمهاى صاف جريان مى يابد .
همه اين برتريها در گفتار و تعبيرات على فراهم است افزون بر اين كه اين خصائص ارزنده گفتار ، مربوط به عقيدهء صاحب كتاب صناعتين است و خطبههاى على بن ابي طالب در پايگاهى والاتر جاى دارد زيرا اين همه زيباييهاى لفظى با حقيقت معنى و شكوه و نيروى بيمانند آن در گفتار امام همراه است در اين باره ، مطالبى در جزء سوم از كتاب ( الامام على صوة العدالة الانسانية ) آنجا كه در مقام ستايش بيان امام بودهايم نگاشتهايم كه بخشى از آن چنين است .
« نهج البلاغه ، راه روشن رسائى سخن است كه از انديشه و خيال و عاطفهاى بلند برخاسته و با ذوقى سرشار و هنرى بديع در آميخته و تا انسان و خيال و انديشهء او پايدار است ، اين سخنان نيز پاينده است ، گفتارش بهم پيوسته و همراه و برخاسته از احساسى عميق و روشن و دريافتى ژرف ، كه حرارت و واقعيت از آن مى جهد و شرارهء حقيقت والايش دلها را بماوراء هستى رهنمون مىشود ، زيبائى معنى را با جمال سخن و شكل و مفهوم بيان بهم درآميخته بمانند آميختگى گرمى با آتش ، فروغ با خورشيد و هوا با هوا كه انسان در برابر اين سخن چنان حيرت زده است كه گوئى در برابر سيل خروشان
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 181
مساهمون: جورج جرداق
ص١٨١