تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
« عدالت آن است كه هر چيز در جايگاهش قرار گيرد ولى جود ، آن را از جايش بيرون مى گذارد ، عدالت سياستى همگانى است و جود ، پديده‌اى خاص ، پس عدالت ، شريفتر و برتر است » و در صفات مؤمن بالبداهه چنين گفت : « شادى مؤمن در چهره‌اش نمايان است و اندوهش در دلش پنهان ، سينه‌اش از هر چيز فراخ تر است و دلى پهناور دارد ، نفسش در برابرش از همه چيز خوارتر است ، بلند پروازى را ناخوش دارد و شهرت را زشت مى شمارد ، اندوهش دراز ، مقصدش عالى ، خاموشيش فراوان و اوقاتش پربار است ، سپاسگزار و شكيبا و خوش خوى و پرگذشت است » نادانى آزارگر و پر عناد از امام پرسشى كرد ، بفورى در پاسخ گفت ، براى فهميدن بپرس نه براى آزار كردن زيرا نادانى كه در حال آموزش است بمانند داناست و داناى ستمكار همچون نادان پرآزار است » خلاصه آنكه ، على بن ابي طالب ، اديب بزرگى است كه انديشه‌اش در بررسى حيات اوج گرفته و روش بلاغت را بدرستى به كار برده و از همهء امتيازاتى كه در وجود يك اديب كامل شكل مى گيرد و از فرهنگى خاص كه شخصيت فرهنگى و اصالت متمركز انسان را رشد مىدهد به حدى بيمانند برخوردار بوده است . اما زبان او ، زبان محبوب عربى است كه مرشلوس در جلد نخستين كتابش بنام سفرى بشرق در بارهء اين زبان مى گويد « زبان عربى ، بى نيازترين ، روشنترين ، لطيف ترين و دلنشين ترين زبانهاى