و پاكى دل و سلامت وجدان و هدف عالى كه همگى اين برتريها به شخصيت والاى على چهرهاى جاودانه مى بخشد .
و به سختى مى توان در شخصيت هاى تاريخى بشر كسى را پيدا كرد كه همهء امتيازاتى را كه سخنورى توانا اين چنين بسازد پيدا كرد مگر على بن ابي طالب و چند تن اندك ( از نوابغ آسمانى ) و براى اثبات اين گفتار بايد شرايط و امتيازات بلاغت را با سخنوران بزرگ شرق و غرب تطبيق كرد تا معلوم شود كه سخن ما درست و از هر گونه مبالغهاى بدور است و فرزند ابي طالب بر منبر خطابه ، دلاور نيرومندى است كه بنفس خويش و عدالت گفتارش اعتمادى استوار دارد و ادراك قوى و دريافت تند او از حالات روانى انسانها و هوسها و ژرفاى نهادشان به او امتيازى خاص بخشيده و قلبش از برتريهاى آزادى و انسانيت و فضيلت موج مى زند و چون امواج پرخروش جانش از مسير زبانش رها مى گردد ، فضائل خفته و عواطف خاموش مردم را برمى انگيزد .
انشاء خطابى او را هرگز نمى توان ستود مگر آنكه بگوئيم اساس بلاغت سخن است ، ابو الهلال عسكرى صاحب كتاب صناعتين مى گويد : « ارزش سخن ، تنها در بيان معانى نيست بلكه زيبائى ، صفا نيكوئى ، روشنى ، پاكى ، خرمى ، تازگى ، آبدارى لفظ و درستى روش و تركيب و دورى گفتار از پيچيدگى و ساختگى بيان نيز بايد به آن اضافه شود » .
الفاظ گاهى چنان زيباست كه گوئى نسيم صبحگاهى بوى ارغوان بهمراه دارد و گاه آهنگى بمانند فرياد جنگاوران در ميدان نبرد دارد
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 180
مساهمون: جورج جرداق
ص١٨٠