سنگين و سبك ، توانا و ناتوان همگى در آفرينش برابرند و همچنين آسمان و هوا ، و آب و باد با هم يكسانند ، نگاه كن به خورشيد و ماه گياه و درخت ، آب و سنگ و پيدائى اين شب و روز و امواج دريا در اين همه كوهها و قلههاى بلند آنان كه در آفرينش نواختى يگانه دارند » آن گاه به اين سخن امام توجه كنيم كه فرمود : « هر نعمتى كه بشما برسد ، نعمت ديگرى را از دست مى دهيد و هر روز كه از عمر شما بگذرد ديگر روزتان بسوى مرگ كوبيده مىشود ، هر لقمهء تازهاى كه مى خوريد لقمهء پيش از بين مى رود و هر اثرى كه از شما پديد مى آيد اثر ديگر نابود مىشود و هر تازهاى كه بشما روى مى آورد همراه با كهنگى روى داد پيش است و هر چه مى رويد فرو ريختن ديگرى را بهمراه دارد ، ريشههاى پيشين ، گذشته و ما شاخههاى آن هستيم » هستى حقيقت حيات را از نهادش به زبان مى آورد .
بخاطرم مى آيد همانندى گفتارى از اشعار إمرؤ القيس و بخشهاى فراوانى از فرهنگ فرزند ابي طالب ، كه امام گفتارش را در قالب يگانگى كامل هستى مى ريزد و به سختى مبارزه با ستمگر و تجاوزكار را بيان مى دارد و به يارى ناتوانان حتى گياه و حيوان و زمين فرمان مىدهد تا اين كه سراسر وجود در استوائى كامل بنمايش آيد .
إمرؤ القيس شاعرى كه از واقعيت وجود سخن مى سرايد چنين مى گويد :
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 165
مساهمون: جورج جرداق
ص١٦٥