امواجش مى روند ولى هرگز به كرانههايش باز نمى گردند و از زبان خداوند چنين مى گويد اگر بر اين جهان نفخهاى بدمم همه چيز ، در تاريكى عدم فرو مى رود اكنون بنگريم كه على ( ع ) پرتوى از زيبائى آفرينش را در خلقت طاوس چگونه ترسيم مى كنند « آفرينش طاوس از شگفتى هاى خلقت است كه خدايش در زيبائى و اعتدالى استوار بيافريد و رنگهائى نيكو در پر و بالش ترتيب داد و آنها را بهم پيوند داد و گسترد و دمى دراز به او بخشيد كه چون بسوى جفتش روى آورد دم درازش را همچون چترى بر روى سرش بگستراند ، پندارى كه استخوان پرهايش پيكانهائى سيمين است كه بر آن بالها دانهها و حلقههاى زيبائى از عقيق سرخ و زبرجد سبز روئيده است كه اگر به گلهاى چمنزار همانند كنى گوئى كه دسته گلى از بوستانى چيده شده و يا جامهاى است كه نگارهاى رنگين همچون پارچهء يميني بر آن بافتهاند و اگر به زيورهاى پرآذينش مانند كنى ، مثل نگينهاى رنگارنگى است كه بر افسرى گوهر آگين مى درخشد ، او شادمان و پرناز گام برميدارد و به دم و بالهاى زيبايش مى نگرد و از جمال پيراهن و پوشش رنگينش قهقهه خنده سر مىدهد .
ولى چون به پاهاى زشت و ناموزونش نظر مى افكند به سختى مى گريد و فرياد مى كشد گوئى به التماس فريادرسى مى خواهد و به اندوه جانكاهش گواهى مىدهد زيرا پاهايش زشت و باريك است همچون پاهاى خروس خاكى رنگ . و در جايگاه يالش كاكلى سبز رنگ با نقشهائى بديع و
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: جورج جرداق
ص١٦٢