است توجه كنيم : « آفريدگان را بقدرت پرتوانش بيافريد ، و بادها را به رحمت مهرانگيزش به جنبش در آورد و پهنهء زمين را با ميخ كوهساران استوار ساخت ، پس آن گاه هوا را در هم شكافت و دامان فضا را باز كرد و آبهائى متراكم و مواج در آن برانگيخت و بر پشت بادهاى توفنده و سخت و پرآوا بار كرد و سپس خداوند پاك ، ابرى ديگر پديد آورد و وزشگاهش را باز گشود و به تندى به حركتش آورد و از جائى دور آن را برانگيخت و فرمانش داد تا امواج درياها را برانگيزد و تلاطم دريا را پديد آورد ، پس ابر آب دريا را بهم زد و به سختى در فضا وزيد و آغاز و انجام امواج را بهم پيوست و آبهاى ساكن را به تلاطم افكند » .
اكنون بهتر است بگفتار زيباى امام كه گوياى نبوغ و كرامت او در همه دريافتهاى گونهگون انسانى است توجه كنيم و بنگريم كه چگونه بهمهء پديدههاى آفرينش از خورد و بزرگ و خورشيد و ماه ، و نرم و سخت با نگاهى برابر مى نگرد و چگونه آنها را در امتياز هستى هم رنگ و هم آهنگ و مشترك و همگونه مىداند كه همگان با سرود پرآواى وجود همكار يكديگرند سرود يگانهاى كه هرگز باغ بزرگى را بر گياه كوچكى برترى نمى دهد و درياى پهناورى را بر چشمه كوچكى كه از ميان گياهان و ريگها مى جوشد امتياز نمى بخشد .
امام در اين باره مى گويد : اگر نيروهاى انديشهات را به كار برى به اين دريافت مى رسى كه آفريدگار مورچه ، همان آفرينندهء درخت خرماست و بزرگ و كوچك ،
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 164
مساهمون: جورج جرداق
ص١٦٤