دور مى شوند و فراهم مى آيند و هفت قمر بزرگ را در بر مى گيرند و اين خورشيد است كه پاسخ مى گويد در خاموشى ، و در گوشهاى از آسمانها ، اى اختران ، شما رعاياى منيد به آرامى ، من پيشوايم و شما فرمان برداريد شما همچون كشتى هائيد كه پهلو به پهلو حركت مى كنيد تا از در در آئيد دو كرهء كوچك در نزديك من مريخ و زمين است كه وارد دروازهء آسمان ميشوند و به آن برخورد نمى كنند و اين هم دب اصغر است كه با هفت ستارهاش مى رود بمانند هفت چشمه زنده بجاى دانههاى خورشيدها و در اين جا راه كهكشانها را چنين ترسيم مىكند جنگلى سرسبز و زيبا ، سرشار از اختران آسمان اى اختران پائين ، جايگاه من از شما بسيار دور است ستارگان ثابت و پرفروغ من مانند جزيرههائى هستند كه در اقيانوسى پراكندهاند و خورشيدهاى فراوان من آن چنان كه بنظرتان مى آيد كوچك و كوتاه نيستند ، در زاويهاى دور از آسمان كه بمانند صحرائى گسترده است آواز در آن پراكنده مىشود جز اندكى از خاكسترهاى سرخ كه در تاريكى شب پراكندهاند همچنين كهكشانهاى ديگرى هستند كه جهانهاى ديگرى را كه از اين جهان كوچكتر نيستند نشان مى دهند و همگى در جو بيكران پراكندهاند اين همان پهنهء گستردهاى است كه هيچ شن و ريگى در بر ندارد و
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 161
مساهمون: جورج جرداق
ص١٦١