چشمهها و باغها و چاههاى پر آب و جويبارهاى لبنان چه زيباست اى باد شمال وزيدن آغاز كن و اى نسيم جنوب پيش بيا و بر باغ من پاكيزگيهايت را فرو ريز » اين آهنگ زيباى شعر را چون بشنوى و در مفاهيم هم آهنگ آن بينديشى به خوبى در مى يا بى كه سرچشمهء شعر سليمان از همان آبشخورى مى جوشد كه گفتار مسيح برخاسته اگر چه به ظاهر اختلافى در موضوع نمايان باشد .
گفتار ويكتور هوگو هم كه از هنرمندان بزرگ است كه پس از انقلاب فرانسه برخاسته همين آهنگ را دارد آنجا كه در برابر اختران آسمانى به حيرت افتاده و احساس مىكند كه انسان و زمينى كه در آن جاى گرفته در برابر پهنهء گستردهء آسمان موجودى ناچيز است و نزديك است در برابر اين جهان بى كران گم شود ، ويكتور هوگو در اين باره چنين مى سرايد : اين چه آهنگ ضعيفى است كه زمزمه مى كنى اى زمين هدفت از اين چرخيدن چيست در اين مدار تنگ و محدود آيا تو جز دانهيى از شن هستى كه با اندكى خاكستر همراهى اما من در آسمان كبود دور ، كمربند گستردهاى را ترسيم مى كنم پس مى بينى مسافتى دور و ترسناك ولى زيبا و بى انتهائى را و اين است همان سياهى انباشته شب را كه بسرخى مى گرايد مانند كراتى زرين كه بالا مى روند و فرود مى آيند در پهنهاى سبزرنگ
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 160
مساهمون: جورج جرداق
ص١٦٠