بدون همپائى فعال عاطفه از آثار انديشه و خيال ، تاثرپذير و ابعاد انسانى بدون تركيب فكر و عاطفه ارضاء نمى گردد و ما چنين تاثير مركبى را به صورتى تام و كامل در نهج البلاغه مى يابيم و بهنگام سير در نهج البلاغه با امواجى خروشان از عواطفى جوشان برخورد مى كنيم .
آيا مهربانى و عاطفت در جانمان گسترش نمى يابد هنگامى كه از على بشنويم كه مى گويد « اگر كوهى مرا دوست بدارد از هم پاشيده مىشود » يا « از دست دادن دوستان ، تنهائى مى آورد » و در اين شكايت كه بدرگاه خدا مى آورد و عرضه مى دارد : « بار خدايا از تو در برابر قريش يارى مى جويم كه آنها پيوند خويشاوندى را بريدند و جام مرا لبريز كردند و گفتند حق تو آن بود كه مى گرفتى و اكنون كه از تو باز داشتهاند بايد تسليم شوى ، پس يا اندوه شكيبائى كن و يا از غصه بمير در آن هنگام نظر كردم و جز خاندانم ياور و نگهبان و همراهى نيافتم » و به اين كلام بلند بايد توجه كرد كه بوقت دفن همسر والايش فاطمه خطاب به پيامبر گفت : « درود بر تو اى پيامبر خدا از سوى من و دخترت كه اينك در جوارت فرود آمد و از هر كس زودتر به تو پيوست ، اى پيامبر خدا از مرگ دختر برگزيدهات شكيبائى ام بپايان رسيد و توانائيم اندك شد ولى پس از مصيبت بزرگ مرگ تو و دورى از ديدارت در برابر اين مصيبت نيز شكيبايم ولى اندوهم هميشگى است و شبهايم به بيدارى مى گذرد تا اين كه خداوند مرا در جوار تو در آن سراى جاى دهد »
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: جورج جرداق
ص١٥٢