بهيجان آورد .
بر ماست كه نمونههاى والاى آثار امام را در بيان عاطفت و مهرورزى و احساس پاك و گرمش از خلال گفتار و عمل و نوشتههايش دريابيم و آنها را مقياسهائى بنيانى در مسير دريافت و احساس خود قرار دهيم در اين صورت بايد كتاب نهج البلاغه را بگشائيم و رنگهائى روشن و زيبا از عواطف پسر ابي طالب را به چشم آوريم ، عاطفهاى نيرومند و جهنده و عميق و جاويدان .
يگانگى در آفرينش
ادب عنصر ريشهدارى است در انديشه ، حس ، خيال و ذوق كه اديب هنرمند را به همه هستى در پهنه هم آهنگى مطلقى پيوند مىدهد و آن گاه از ژرفاى نهادش به اين يگانگى آهنگ مىدهد و با روش زيبائى از اثرپذيرى آفرينش و روح هنرمند حقايقى را تجسّم مى بخشد .
بر عكس علم كه پديدهاى تجزيهپذير است هنر از وحدت و بساطتى كامل برخوردار است و چون علم بر عناصر هستى از حيث وجود نگاه مىكند بناگزير آنها را از هم جدا مىكند ولى هنر جدائى اجزاى هستى را تجزيهاى ظاهرى ميداند و حقيقت آنها را برخاسته از ريشهاى يگانه مى شناسد و در پرتو انديشهاى اصيل ، بين همهء اجزاء وجود پيوندى كامل احساس مىكند .