تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
خطرناكى نشسته است » در مثال ديگر وضع و حال كسى را ترسيم مىكند كه بسوى دشمنى زيان بخش پيش مى رود و مى كوشد تا خود را به او برساند در اين باره امام مى فرمايد : « تو همچون كسى هستى كه خويشتن را سرزنش مىكند كه چرا كسى را كه در رديف او بر مركبش سوار بوده كشته است ، و ديگر اين مثال زيبا كه در بارهء دوستى با دروغگويان بيان شده و گفته است : « از دوستى با دروغگو بپرهيز كه او بمانند سراب است و دور را نزديك و نزديك را دور مى نماياند » از ديگر سوى اعجاز هنرمندى در فن ادب آنست كه هنرمند بتواند صحنه‌هاى ترسناك طبيعى را بكمك هنر خويش به خوبى جلوه دهد و اينك مى بينيم كه پسر ابي طالب در اين مورد هنرمندى را بكمال رسانيده و چهره هولناك مرگ را با قلمى زيبا نقاشى كرده و سخنى در اين باره بيان داشته كه از عاطفه‌اى عميق برخاسته و از تخيلى خرم الهام گرفته است ، ترسيمى كه نمايانگر هنرى بس بزرگ است و هيچكس نتواند بپايه و مايهء اين فن برسد و هنرمندان بزرگ و نابغهء اروپا هم از تصوير چهرهء هولناك مرگ با رنگ آميزى زيباى نغمه و شعر ناتوانند . امام پس از آنكه مرگ را بزندگان يادآورى مىكند و روح آنها را بچنين سرنوشتى پيوند مىدهد با بيدارگرى شگفت انگيزى نزديكى مرگ را به انسانها آگهى مىدهد و از گودال وحشتزاى گور و تنهائى بى امان قبر رنگى سياه و آهنگى اندوهبار بوجود مى آورد آنجا كه