هم اكنون مى بينم كه مسجد آن مانند سينهء مرغى پرتلاطم دريا قرار گرفته است » و يا مثل اين تشبيه سحرانگيز كه گفت « فتنههايى همچون پارههاى شب تاريك » يا اين تصوير و ترسيم زنده و متحرك كه فرمود : « من همچون قطب آسيايم كه سنگ آن بر گرد من مى چرخد و من همچنان استوار بر جاى ايستادهام » يا اين تابلوى شكوهمندى كه از خانههاى مردم بصره ترسيم مىكند و مى گويد : « واى بر خيابان هاى آبادان و خانههاى زراندود و پر تجمل شما كه كنگرههايش همچون بالهاى عقاب گسترده و ناودانهايش بمانند خرطوم فيل دراز و طولانى است » از مزاياى تخيل قوى در ادبيات نيروى تمثيل است و اين امتياز در ادب امام از فروغ حيات پرتو مى گيرد كه نمونهاش نشان دادن حالت كسى است كه همنشين زمامدارى قدرتمند است و همگان آرزومند رسيدن به پايگاه والاى اويند ولى او بموقعيت خطرناكش آگاه است و ميداند كه هرگاه امكان دارد كه مورد خشم قرار گيرد و بناگهان زندگانيش پايان يابد ، اكنون بسخن على در اين باره توجه كنيم كه چگونه موقعيت او را ترسيم مىكند آنجا كه مى گويد : « همنشين زمامدار همچون كسى است كه بر شير سوار باشد ، همگان بپايگاه او رشك مى برند ولى خود ميداند كه در چه جاى
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 148
مساهمون: جورج جرداق
ص١٤٨