باشند بلكه خشيت از مقام اعلاى كبريائى حق ، يعنى چنان ديدگاه دلشان باز مىشود كه خداى را در اوج عظمت و جلالش مى نگرند و از آن همه حشمت و بزرگى ، سراسيمه ميشوند و مقامى را درمى يابند كه با درك ناتوانى مخلوق در برابر خالق عظيم و كريم بتكان و لرزه مى افتند و اين است مقام والاى خشيت كه هر كس بدانمقام نرسد جز پيامبران راستين حق و امامان بزرگوار و معصوم ، كه على در راس آنهاست .
حال هر كس هر چند بخواهد براى على از روى خيال و وهم و گمان و اسطوره و داستان و شعر مقامى بسازد و بتراشد هرگز چنين مقام حقيقى و والائى را نمى تواند دريابد و آن آيه كه در آخر سورهء بينه است باتفاق مفسران خاصه و عامه در شأن على است كه چون على از در مسجد وارد شد پيامبر فرمود : ( خير البريه آمد ) .
على خدمات ارزندهاى را كه براى ساختن انسانهاى برتر انجام داده بدرستى برمى شمارد و مى فرمايد : ( آيا من نبودم كه بين شما بفرمان قرآن كريم كه يادگار سنگين و گرانبهاى پيامبر است رفتار كردم و عترت پيامبر را كه يادگار عملى هدايت نبوت است در ميان شما گذاردم و پرچم ايمان را برافراشتم و شما را بمرزهاى پاكى و ناپاكى آگهى دادم و جامهء سلامت و عدل را بر پيكرتان پوشيدم و سخنان حق را بر انديشههاتان گسترانيدم و خويهاى ستودهء خويش را بشما نماياندم )
هامش
( 1 ) خطبهء 86 نهج البلاغه