تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
ناس به اصالت مى افتد و طبقه‌ها از بين مى رود و امت اسلامى ، يكپارچه و يك كاسه مىشود و ما مى بينيم كه در قرآن كريم ، همه‌جا ، عمل صالح مرادف با ايمان است و مؤمن كسى است كه آن را بجاى آورد و آن كس هم كه عمل صالح كند مؤمن است و ديگر كس هيچ . بهشت هم سرانجام و پى آمد همان عمل صالح است يعنى ارتقاء بمقام لقاى خدا و ديدار حق و كسب جاودانگى و ابديت و كسى تواند به اين عرش برين معنوى پرگشايد كه انرژيهاى پرتوانى از عمل صالح داشته باشد پس عمل صالح كار دست و زبان و فكر و پيكر است كه دستاورد آن بجان و قلب مى رسد و دل ببهشت مى رود ، پيش از آخرت و آن كس كه در اين دنيا بهشت را بسازد در آن دنيا هم كه پى آمد جريان حيات طبيعى است ببهشت مى رسد ولى نه بهشت تكى بلكه بهشت همگانى و على بزرگترين مظهر و آيت ايمان و عمل صالح است كه بزرگترين پايگاه عالى معنوى را احراز كرده است مقام خشيت و مقام رضا و برترين انسانيت كامل كه قرآن مجيد در باره‌اش مى فرمايد : ( آنها كه ايمان آوردند و عمل صالح بجاى آوردند ، بهترين انسانهايند پاداش آنها در نزد خداست ، بهشتهائى هم كه رودبارهاى رحمت حق در آن جريان دارد ، خدا از آنها خشنود است و آنها از خدا و اين پايگاه كسى است كه از خدايش بترسد ) ( خشيت ) خشيت پايگاه بلند ، دانايان و آگاهان است كه على سرآمد آنهاست و قرآن مى فرمايد : ( آگاهان و دانايان از خداى مى ترسند ) . نه آن ترس و وحشتى كه بردگان از تازيانه و شكنجه اربابان داشته