عمل صالح پايگاهى والاتر از حسنه دارد ، حسنه كارى عاطفى است كه جنبهء مهرورزى و انسان دوستى دارد ، همچون سير كردن گرسنهگان و درمان بيماران و پناه دادن به بيخانهها و پوشانيدن برهنگان كه هر چند كارى است نيكو ولى سطحى است و فاقد سازندگى و هر انسانى در هر مذهب و مكتب به اين كار دست مى زند ، خاصه گروه بهرهمندان و سرمايهداران كه براى اسكات هيجانات وجدانى خود ، چنين كارهائى مى كنند و گاهى براى حفظ منافع شخص خويش و تسكين خشم محرومان ، دست و دلى مى گشايند و پول سياهى بدامان نيازمندى مى ريزند و نفسى براحت مى كشند و اگر هم مسلمان باشند و سرمايهدار نام انفاق بر آن مى گذارند و غرفههائى از بهشت براى خود آماده مى كنند كه هم دنيا را داشته باشند و هم آخرت ، هم خلق را خشنود كنند و هم رضاى خدا را بدست آرند و هم مردم را بفريبند و هم خود و هم خدا را به خيال خود .
ولى عمل صالح ، تلاش است و سازندگى ، حركت است و پيشرفت و پيش برد اهداف انسانى كه جامعه را بجنبش در آورند و استعدادها را برانگيزند و تجاوز را نابود كنند و امتى پديد آرند بى نياز و بهرهمند و برابر كه نيازى به نيكوكارى و بذل و بخشش نداشته باشند و همگى بر سفرهء بى كران طبيعت بنشينند و يكسان و همسان و برابر از بهرههاى خدائى بهره گيرند اينجاست كه جهاد و فداكارى و تلاش در كادر عمل صالح قرار مى گيرد و آگاهى و بينائى و بيدارى را بوجود مى آورد و مغزها به كار مى افتد و
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: جورج جرداق
ص١٣٣