تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨

جز براستى سخن نمى گويم ، اين اخبار آينده را پيامبر به من آگهى داد و سرنوشت كسانى را كه هلاك ميشوند و يا نجات مى يابند بر من روشن ساخت و سرانجام كار خلافت را به من خبر داد و هر سرنوشتى كه بسر من مى آيد در گوشهايم فرا خواند و مرا آگاه ساخت ) اينها سخنان على بود در بارهء خودش و چه بهتر كه ما عنصر بى كرانه و جاودانهء امام را از كلام خدا و سخن پيامبر و زبان خود على بشناسم و دچار اوهام و افراط و تفريط نشويم و شناخت على هم آن گاه ما را به كار خواهد آمد كه شيعهء به حق و پيرو راستين او باشيم و سعادت و فلاح هر دو جهان را دريابيم .

پايان سخن

كلام بدرازا كشيد و اگر هم دهانى بپهناى فلك مى داشتم وصف آن رشك ملك را نمى توانستم گفت . به هر حال از ديرباز با نهج البلاغهء على انسى داشتم و در اين آرزو بودم كه روزى فرا رسد تا فرازهايى از سخنان امام را بپارسى بازگو كنم ولى فرصتى دست نمى داد و توفيقى رفيق نبود ، تا توجه شديد نسل جديد را بگفتار على دريافتم و براى خود احساس وظيفه
هامش
( 1 ) - خطبهء 173 نهج البلاغه