تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١

راههاى محسوس و مشهود طبيعى مى شناسد و در بعد جسمى و توان پيكرى هم آن قدر نيرومند است كه مى فرمايد : ( اگر دشمن همهء بلنديها و پستى هاى زمين را فراگيرد ، هرگز پشت بدشمن نمى كنم و بهراس نمى افتم ) و باز مى گويد : ( اگر همهء عرب بجنگ با من برخيزند از ميدانشان روى برنمى گردانم ) و در بارهء نبردهاى قهرمانانهء خود كه موجب نابودى شرك و ستم و گسترش آئين اسلام گرديد چنين مى فرمايد : ( اين من بودم كه سينهء دلاوران عرب را به خاك انداختم و شاخهاى دليرانشان را از بيخ بركندم ) ولى همهء اين قدرتها و حكمتها و امتيازات را از خدا و پيامبرش ميداند در يكجاى مى فرمايد شجاعتى كه خداى به من بخشيد و در جاى ديگر خود را پروردهء دامان پيامبر ميداند و چنين مى فرمايد : ( شما مى دانيد كه من با پيامبر چه خويشاوندى نزديك و احترام و پيوند مخصوصى داشتم ، در آن زمان كه كودك بودم مرا بدامان مى گرفت و به سينه‌اش مى چسبانيد و مرا در بسترش مى خوابانيد چنان كه پيكرش را لمس مى كردم و بوى خوش او را مى شنيدم و او غذا را به دهان من مى گذاشت ، او هرگز دروغى در سخن و لغزشى در رفتار من نمى ديديد و من همچون بچهء شتران هميشه بدنبالش بودم و هر روز پرچمى از خوى نيكو برايم برمى افراشت و مرا به پيروى آن فرمان مى داد و من

هامش
( 1 ) - خطبهء 215 نهج البلاغه
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 131 | جورج جرداق / فخر الدين حجازى