و فطرتست پيروى كرد و انحرافى بسوى سودجوئيها و كينهتوزيها پديد نياورد ، حكومت بايد مربى انسانها باشد و اجتماع را بر پايهء پاكيها و دادگريها تربيت كند و روش پيامبر را كه روشنترين سنتهاى اجتماعى است زنده بدارد و براى استوارى بنيان دادگرى و شايستهكارى ، مبارزهاى بى امان با ستم و گناه و پليدى بياغازد و هر تبهكار و ستمگر و آلوده دامانى را بكيفر برساند و در سيستم اقتصادى خود اصل همسانى را كه قانون طبيعى و انسانى است رعايت كند تا بين افراد اجتماع شكافى پديد نيايد و جامعه در دو قطب متخاصم محروم و متنعم شكل نگيرد و نظام اجتماع انسانى به مخاطره نيفتد .
على رعايت عدالت را در حكومت ، قانونى هميشگى و جهانى ميداند و در اين باره دقيقترين هندسهء اجتماعى را ترسيم مىكند و پيروزى و قدرتى را كه بر اثر ستم بدست آيد شكست ميداند و آن چنان رعايت برابرى را در جامعه و گسترش عدالت را در بين مردمان واجب مى شمرد كه بين عدالت انسانى و تعادل كرات آسمانى را بهم پيوند مىدهد و اين چنين مى فرمايد : ( آيا به من دستور مى دهيد كه پيروزى را با ستمگرى نسبت بمردمان فراهم آرم ، تا شب و روز از پى هم مى آيند و ستارگان بدنبال هم مى روند چنين نخواهم كرد ، اگر اين سرمايهها از خودم بود بين مردمان به برابرى پخش مى كردم ، پس اكنون كه اين مالها از خداست چگونه رعايت عدالت نكنم ، آگاه باشيد كه اگر مالى بر خلاف حق به كسى پرداخت
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 104
مساهمون: جورج جرداق
ص١٠٤