سوسياليستى ، شكاف زندگى بين مردم جهان به حدى وحشتناك و انفجارآميز رسيده است و هر روز بر عمق اين شكاف افزوده مىشود و خطر جنگهاى خانمانسوزى را نزديك مىكند .
هم اكنون بيش از يك مليارد ، انسان در آسيا و آفريقا و امريكاى لاتين گرسنهاند و هر روز هزاران نفر از گرسنگى مى ميرند ، بيكارى ، آوارگى ، گرسنگى ، بيمارى و فقر و مرگ و بيخانمانى پنجههاى شوم خود را بحلقوم مليونها نفر فرو برده و از سوئى رفاه بيش از حد ، اسراف و هرزگى و شهوترانى و بيخبرى و فساد و ستم جوامع به ظاهر متمدن را در منجلابى از فساد سرنگون ساخته است به حدى كه ديپلماتهاى بزرگ جهانى احساس خطرى فورى و جهانسوز را كرده و كنفرانسهائى از قبيل كنفرانس شمال و جنوب براى هر چه كمتر كردن اين شكاف ژرف و كشنده تشكيل دادهاند ولى چون نظامى عادلانه بر جهان امروز حكمفرما نيست اين نقشهها و تلاشها به جائى نمى رسد و هر روز خطر انفجار و جنگ جهانى شديدتر مى گردد .
على درمان اين دردها را ميداند و شرايط زمامدارى اصيل انسانى را براى رفع اين هنجاريها برمى شمرد و مى فرمايد : ( زمامدار جز قيام به اجراى فرمانهاى خداوندى وظيفهاى ندارد و بايد مردم را پند دهد و تربيت كند ، روش پيامبر را زنده بدارد ، تبهكاران را كيفر بخشد و مردم را بى كسان از بهرهمنديهاى زندگى برخوردار سازد ) پس بايد براى ادارهء امور اجتماع از فرمان خدا كه قانون تكوين
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 103
مساهمون: جورج جرداق
ص١٠٣