جنگها و دغلبازيها و پيمان شكنى ها به او فرصت بسط دادگرى و احياى عدل و ايمان را نمى داد ، با اين حال باز هم با گفتار و كردار خويش چهرهء واقعى حكومت اسلامى را نه تنها بمردم روزگار خويش بلكه بهمهء آيندگان نشان داد . خطبهها و نامههاى امام و سيره و روش او در زمان زمامدارى كوتاه و پرحادثهاش بهترين نشانگر حكومت دادگرى انسانى است كه بايد براى همهء زمامداران جهانى درسى نيكو و سرمشقى آموزنده باشد . على ، حكومت را مسئول گرسنگى ستمديدگان و سيرى و رفاه ستمكاران ميداند و اين حكومت اسلامى است كه بايد با چنين انحرافى مبارزه كند و بساط امتيازات طبقاتى را برچيند و شكافهاى اجتماعى را پر كند و همه را در يك سطح دادگرانه از نعمت زيست مرفه و عادلانهاى برخوردار سازد امام در اين باره مى فرمايد : ( اگر نبود كه خداوند ، دانايان آگاه را در سيرى ستمگر و گرسنگى ستمديده مسئول ميداند ، من افسار خلافت را بگردنش مى انداختم و بمانند گذشته دست از خلافت مى كشيدم زيرا دنياى شما براى من از عطسهء بز مادهاى بى ارج تر است ) گرسنگى گروهى و سيرى و رفاه گروه ديگر بزرگترين عامل نابودى اجتماع و سقوط مبانى عدل و رفاه و امنيت و ايمان است و ما در جهان امروز مى بينيم كه با وجود همه ادعاهاى بلوك دموكراسى و رژيمهاى
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 102
مساهمون: جورج جرداق
ص١٠٢
هامش
( 1 ) - خطبهء 3 شقشقيه نهج البلاغه