ناطق ، عدالتى كه هميشه زنده و پايدار است و تا عدالت باقى است على هم زنده است و هر روز زندهتر و روشنتر و عاليتر و والاتر و بزرگتر و مقدس تر و ارزندهتر و گستردهتر . . . . .
على و حكومت
اسلام ، دين دنيا و آخرت ، فرد و اجتماع ، معاش و معاد ، حكومت و سياست ، اقتصاد و فرهنگ است و بهمهء نيازهاى انسانى در جميع ابعاد او پاسخ مى گويد و آئينى زنده و پيشرو و هميشگى است و بمانند ديگر مذاهب و مكاتب ، آئينى يك رويه و ناقص نيست نه همچون مذاهب رهبانى بكنجى مى خزد و نه بمانند رژيمهاى مادى از تجليات معنوى بى بهره مى ماند .
حكومت هم كه يكى از اساسى ترين بنيادهاى اجتماعى است مورد عنايت خاص و شديد اسلام است و هندسهاى دقيق براى اداره و پيش برد اهداف جامعه ترسيم كرده و بتشريع قوانينى دادگرانه در اين مورد حساس پرداخته است .
حكومت اسلامى بر مبناى توحيد بنيانگذارى شده و از اين روى قوام و استحكامى استوار و جاودانه يافته است تا هيچگاه تكان و فتورى در اركان آن پديد نيايد .
در اسلام اصل حكومت از خداست و خداى يگانه خود حاكم و سرپرست جهان و جهانيانست و فرمان مطلق از اوست و ديگران